کافه‌ی جهنمی

پر دود و دم‌کرده، با شیشه‌های بخار گرفته...

 

BlacK coffee and fruit muffin are my favorite. they are mu rewards on the days when I study or try so hard and i'm satisfied from myself. 

   + خواب‌های کودکی / kid dreams ; ۳:٥٠ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢۸ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

افتتاح قهوه خانه جهنمی.

روزهایی که با قهوه آغاز می‌شود، برای بیدار شدن و رهایی از خواب‌آلوده‌گی.

و شب‌ها با قهوه پایان می‌یابد برای باز بیدار ماندن و ماندن و ماندن...

دکتر چای را غدغن کرده است. پس فصل دی‌گری از زنده‌گی ام آغاز می‌شود...

   + خواب‌های کودکی / kid dreams ; ٤:٥٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()